چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387- 21:11 - حسین متقی فر
اصلاً جالب نیست که به روز شدن وبلاگم به تعویق افتاده است و بد تر از همه اینکه دستم هم به نوشتن نمی رود. گاهی سوژه های جذابی هم وجود دارد اما جاری نمی شود. بوی پیراهنت چون برف بهاری، تمام اتاق را سفید کرده بود پ.ن: برای قسمت شگفتی های هند هم مطلب جالبی به روز کردم.
امیدوارم روان شود، اگر این منطق و دنیای حساب شده ی کامپیوتر اجازه دهد و فرصت کنم خارج از محدوده ی درس ها کمی به اندیشه ام پر و بال دهم.
روی این تقویم سبز رنگ دوست داشتنی روی میزم، چند بیتی است از شمس لنگرودی که تمام یک ماه گذشته جلوی چشمم رقصیده و دو سه روز دیگری مهمانم است تا با قدم گذاشتن به اردیبهشت او نیز ورق بخورد، خواندنش آرامش بخش است:
عقربه ها
مثل دو تیغه ی الماس
بر مچ دستم برق می زدند
و زمین به قطره اشک درشت و معلقی می مانست
ماجرای مرا پایانی نبود
اگر عطر تو از صندلی بر نمی خواست
دستم را نمی گرفت و
به خیابان نمی برد.
+
|